|
امروز اولین روز پرتقالچینی بود. فصل
پرتقال شروع شده و تا چند هفته ادامه داره. از بین تمام میوههایی که ما
در مزرعهمون داریم، من به پرتقالچینی علاقه بیشتری دارم. حس و حال خیلی
خوبی داره. رنگ پرتقال بهم آرامش میده. با
شروع فصل پرتقال، روستا حال و هوای دیگهایی پیدا میکنه. شب از سر جادهٔ
ورودی روستا که حرکت میکنی در دو طرف جاده باغهای پرتقاله، و در کنار هر
باغ آتیشی روشن شده و باغدارها را مشغول نگهبانی از باغشون میبینی.
روزها هم که باغدارها مشغول پرتقالچینی میشوند. تا پایان فصل پزتقال
این منظرهها را میتونی در روستا ببینی. 

کارمون را از صبح زود شروع کردیم. با این حال روز اول بود و هنوز دستامون
به پرتقالچینی عادت نکرده. چند تا مشکل فنی هم پیش اومد که زود حل شد.
قیچیهای مخصوص چیدن پرتقال که از سال پیش توی انبار خاک میخوردند به
تعداد کافی نبودند. تا اون چند تا قیچی پیدا بشوند کمی از وقتمون تلف شد.
(پرتقال را با قیچی مخصوصی میچینیم.) از فردا سرعت کارمون بیشتر میشه. پرتقالچینی شاید یک هفتهایی طول بکشه. 


پینوشت: با
تنی خسته و دستانی که تیغهای درخت پرتقال زخمیشون کردند این پست را با
عشق توشتم. ببخشید اگه تعداد عکسها کمه و متن هم هولهولکی نوشته شده.
بذاریدش به پای اینکه فردا صبح زود باغ پرتقال انتظارم را میکشه.
|