تبليغاتX
یادداشتهای یک دانشجوی دهاتی


یادداشتهای یک دانشجوی دهاتی


دست‌نوشته‌ها و عکس‌های یک دانشجوی MBA

مصائب پایان‌نامه کارشناسی ارشد؛ بخش اول

پایان‌نامهادامه تحصیل در مقاطع بالاتر از لیسانس در ایران امروز به صورت یک مد کاملا پذیرفته شده و بسیار مقبول درآمده است. این واقعیت را به سختی می‌توان انکار کرد که هدف جوانان ایرانی از ادامه تحصیل، واقعا علم‌آموزی و گسترش و تکمیل آموخته‌هایی است که در دوره لیسانس فراگرفته‌اند.

در زمانی که مدرک لیسانس عملا محبوبیت و مقبولیت خود را از دست داده، دوره‌های فوق لیسانس و دکتری تخصصی جذابیت زیادی دارند. اما به نظر نمی‌رسد تمامی کسانی که برای ورود به این دوره‌ها در جامعه ایران تلاش می کنند، هدف روشنی از کسب این‌گونه مدارک داشته یا نیاز جدی به آن را احساس کرده باشند. باید اذعان کرد که ورود دوستان، آشنایان یا همکلاسی‌های قدیمی به این دوره‌ها و دور نماندن از این غافله نخبگان، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری بسیاری از این متقاضیان بی‌شمار، ایفا می کند. هر چند نمی‌توان تاثیر اوضاع نامطلوب فعلی بازار کار در بسیاری از رشته‌های تحصیلی در مقطع لیسانس را نیز نادیده گرفت، اما مهم ترین عامل را باید پیروی از مد فعلی دانست.

اما مشکلات با ورود به دوره فوق لیسانس به پایان نمی‌رسند، بلکه این ابتدای راه پر دردسری است که شاید کمتر کسی بتواند آن را تصور کند. هر چند سختی یا آسانی گذراندن این دوره به نوع دانشگاه و نحوه ارائه و ارزیابی دروس کاملأ وابسته است، با این حال به طور کلی به لحاظ ماهیت در بسیاری از جنبه‌ها قابل مقایسه با دوره 140 واحدی لیسانس نیست.

 البته مشکلات یا به تعبیر بهتر مصائب، از زمان آغاز کار روی پایان‌نامه آغاز می‌شود و تا قبل از آن مسیر نسبتأ همواری پیش‌روی دانشجوست. تعبیر مصائب را نباید به هیچ عنوان عبارتی مبالغه‌آمیز عنوان نمود و کسانی که این پروژه را در مقطع فوق‌لیسانس یا بالاتر (رساله) به اتمام رسانده اند، می توانند از این عنوان دفاع کنند. از این روست که بسیاری، دفاع از پایان‌نامه را با پاس کردن کل واحدها برابر یا حتی بزرگتر می‌دانند.
روبرو شدن با بسیاری از این مشکلات من را به این فکر انداخت که به گوشه‌ای از آنها در فضای شبکه جهانی اشاره داشته باشم. مشکلاتی که در بیشتر موارد ناشی از ضعف زیرساخت‌ها و دانش مربوط به پژوهش، در فضای علمی کشور می‌باشد.

جهت بررسی دقیق‌تر لازم دیدم که آنها را در موارد ذیل خلاصه نمایم که در ادامه هر یک، مورد بحث قرار خواهند گرفت:

1 - عدم آشنایی کافی دانشجویان با روش‌های تحقیق و پژوهش علمی.
2 - نامشخص بودن موضوعات مفید برای انجام تحقیق.
3 - عدم دسترسی آسان به منابع علمی مرتبط با حوزه پژوهش.
4 - نبود حمایت مادی و معنوی کافی از سوی موسسات خصوصی و دولتی مرتبط با موضوع پژوهش.

البته سیستم آموزشی- اداری دانشگاه پیام نور برای دانشجویان این دانشگاه یا هر نوع سیستم مشابه  نیز در نقش یک مشکل یا به تعبیر بهتر، یک بحران جدی به 4 دسته فوق اضافه می شود. چرا که در چنین سیستم‌هایی، دانشجو همواره با یک سوال جدی روبروست :

" الان باید چه‌کار کنم؟ و روال آن چگونه است؟ "

این سوال همراه با ابهامات بسیار دیگر از بدو ورود تا زمان فارغ‌التحصیلی و انجام امور تسویه، با یک دانشجوی پیام نور همراه است.

ادامه دارد...


پی‌نوشت:

این مطلب توسط دوست و همکلاسی عزیزم آقای محمد جواد فیاضی برای این وبلاگ نوشته شده است که هردوی‌مان در حال دست و پنجه نرم کردن با مصائب پایان‌نامهٔ ارشدیم.
نویسنده: حسین ترابی ׀ تاریخ: سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ׀ موضوع: مدیریت ׀ Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام

فصل میوهٔ کیوی؛ قسمت اول

آسمان آبی بود و هوا برای کیوی‌چینی مساعد. روز، روز کیوی بود و فصل، فصل کیوی.

کیوی برای باغدار میوهٰ  پرهزینه‌ایست. منظورم از هزینه، هزینهٔ اولیهٔ کاشت نهال‌های کیوی و پایه‌های آن و سیستم آبیاری باغ (که معمولأ سیستم آبیاری قطره‌ایست) می‌باشد که هزینهٔ احداث هر هکتار باغ کیوی را از هزینهٔ میوه‌های مشابهی که در منطقه داریم بیشتر می‌سازد. بنابراین در روستا و کلأ منطقهٔ بندرگز تعداد باغ‌های کیوی نسبت به سایر میوه‌ها کمتر می‌باشد.

ای کاش فرصتی پیش بیاد تا بتونم عکس‌های احداث باغ کیوی‌مان را از آرشیو عکس‌هام دربیارم و مراحل احداث باغ کیوی را بیان کنم. البته باغ کیوی ما هنوز جوان است و امسال سال دومی است که داریم ازش محصول برداشت می‌کنیم.

از سوی دیگر کیوی شاید جزو معدود میوه‌هایی ‌باشد که هیچ آفتی ندارد و بر همین اساس تا موقع برداشت هیچ‌گونه سمپاشی احتیاج ندارد. برعکس میوه‌های دیگری چون هلو و پرتقال.

کیوی به آب فراوانی احتیاج دارد. بقول دوستی کیوی بچهٔ آب است. بر همین اساس است که احتیاج به سیستم ابیاری پیشرفته‌ایی مثل سیستم ابیاری قطره‌ایی دارد که برای باغدار گران هم تمام می‌شود.

با این مقدمهٔ کوتاه می‌رویم سر اصل مطلب یعنی ماجرای کیوی‌چینی دیروز.

کارمون را از صبح شروع کردیم. یک صبح زیبا و دل‌انگیز پاییزی. روزی که کارهای دیگه ٔ مزرعه را کنار گذاشتیم و چسبیدیم به کیوی‌چینی. البته کنار کنار هم نزاشتیم. بسیاری از کار‌های مزرعه را نمی‌شه کنار گذاشت و متوقف کرد. اصلأ کار دز مزرعه تعطیل وردار نیست. فکرش را بکنید که گاو‌ها یک روز دوشیده نشوند!

تصورش هم غیر ممکنه.

یا گوسفند‌ها یک روز به چرا نروند.

شاید چیدن کیوی ساده‌تر از چیدن میوه‌های دیگری مثل هلو و پرتقال و گوجه‌سبز و ... باشه. دلیلش هم پایه‌ٔ کوتاه کیویه. برای چیدن کیوی احتیاجی نیست روی چهارپایه و یا از درخت بالا بری. همونجا از روی زمین می‌شه کیوی را چید. و یا حتی در مواقعی می‌شه در حالت نشسته کیوی چید.

هنوز صبحه و وانت نیسان پر از جعبه‌های خالی. جعبه‌هایی که تا غروب باید پر بشه. اگه این جعبه‌ها هم پر بشن جعبه‌های خالی دیگری در انبار انتظار می کشند.

گفته بودم که، کیوی را هم ایستاده و هم در حالت نشسته می‌شه چید!

این نکته که کیوی بچهٔ آبه را می‌شه هنگام چیدن کیوی‌ها از نزدیک لمس کرد. نقاطی از باغ که آب بیشتری بهشون رسیده میوه‌های درشت‌تر و آبدار‌تری دارند. حتی کیوی‌های دو قلو و چند قلو!

ردیف به ردیف کیو‌ها را می‌چیدیم و جعبه‌ها را پر می‌کردیم. جعبه‌های پر از کیوی را همونجا زیر درخت‌ها رها می‌کردیم تا بعد از پایان کار با تراکتور به انبار منتقل کنیم.

آقا مسلم هم مسولیت داشت که جعبه‌هایی که پر نبودند را پر و جعبه‌های که زیاد توشون کیوی ریخته شده بودیم را کمی خالی‌تر کند. خلاصه بار درون جعبه‌ها را میزان و یکدست می‌کرد. جعبه خالی هم برای ما می‌آورد.

حوالی ساعت 10 صبح که شد رفتیم برای خوردن چایی. هیچی مثل چایی خستگی را از تن کارگر در‌نمی‌آره.

بعد از خوردن چایی باز هم روز از نو و کیوی‌چینی از نو...

و...

و آفتابِ مزرعه همچنان، گرم و مهربان بر سر ما می‌تابید.

ادامه دارد...

نویسنده: حسین ترابی ׀ تاریخ: یکشنبه هفدهم آبان 1388 ׀ موضوع: روستای من (شالیکاری،کشاورزی و دامپروری و... ) ׀ Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام

آغاز فصل کیوی

فصل کیوی از امروز شروع شد.

از صبح زود رفتیم به باغ و تا دیروقت مشغول چیدن کیوی‌ها بودیم. کارمون تموم نشد و فردا هم باید از صبح کار چیدن کیوی‌ها را ادامه بدیم. کمی خسته‌ام و و چون صبح زود هم باید بریم سر باغ پس نمی‌تونم عکس‌های امروز مربوط به چیدن کیوی‌ها را آماده و آپلود کنم و پست جامعی بنویسم. ان‌شالله فردا پس فردا که کارمون کمتر شد پست مفصلی از "کیوی چینی" می‌نویسم.

پس تا پست بعدی...


پی‌نوشت:

هر چقدر که خواستم (یا بهتره بگم نخواستم) عکس برای این پست آپلود نکنم و برم بگیرم بخوابم تا فردا صبح راحت بتونم پاشم برم مزرعه نشد. گویا گذاشتن عکس برای هر پست برایم تبدیل به عادت شده و ترک عادت هم موجب مرض.
دو تا از عکس‌های امروز را آماده و آپلود کردم و برای این پست گذاشتم. این دو تا عکس را داشته باشید تا پست‌های بعدی حسابی از خجالت دوستان دربیام.



نویسنده: حسین ترابی ׀ تاریخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ׀ موضوع: روستای من (شالیکاری،کشاورزی و دامپروری و... ) ׀ Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام

شگفتی‌های زنبور عسل (قسمت دوم؛ « ...كه در آن شفا براي مردم است.!»)

این پست را می‌بایست دیروز می‌نوشتم ولی اینترنتم قطع شده بود و ناگزیر با یک روز تاخیر خدمت شما هستم.

خب؛ کجا بودیم؟

کنار کندو‌های زنبور عسل در مزرعه. 

همیشه نحوهٔ تعامل زنبور عسل با گل‌ها برایم سوال بود. سوال و درسی بزرگ. این نکته که زنبور عسل برای گرده افشانی چطور روی حساس‌ترین و کوچک‌ترین گل‌ها می‌نشیند بدون آنکه هیچ آسیبی به آن برساند!

50 نکته از زندگی زنبور عسل:

1 - در قرآن كريم يك سوره به نام زنبور عسل آمده و در دو آيه اشارهٔ مستقيم به آن شده است.*

2 - عسل تنها ماده غذايی است که در ارزیابی كيفي و استانداردهای آن، آزمایش میکروبی وجود ندارد .

3 - مصرف یک کیلو گرم عسل، یک لیتر آب تولید می کند.

4 - بعد از عسل، موم مهم ترین فرآورده ی زنبور عسل به شمار می آید .

5 - مهم ترین غذایی که زنبور برای رشد به آن نیاز دارد گرده است .

6 - قطر دانه های گرده حدود 5/2 تا 350 میکرون است .

7 - مقدار مصرف گرده ی یک کلونی در سال، حدود 25 تا 35 کیلوگرم است .

8 - به طورمعمول زنبورهایی که به جمع‌آوری گرده مشغول هستند گاهی شهد نیز جمع آوری می‌کنند؛ ولی عکس این حالت دیده نمی شود .

9- ذخیره کردن گردهٔ گل فقط  درحجره‌های کارگر صورت می گیرد؛ ولی در مورد عسل این طور نیست .

10- در سبد گرده ممکن است چند نوع گرده مشاهده شود؛ ولی درعسل‌دان فقط یک نوع عسل است.


بقیهٔ این پست را می توانید در ادامه مطلبب ببینید و بخوانید...

ادامه مطلب
نویسنده: حسین ترابی ׀ تاریخ: سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ׀ موضوع: روستای من (شالیکاری،کشاورزی و دامپروری و... ) ׀ Balatarin Donbaleh داغ کن - کلوب دات کام