|
هفته قبل برای دومین بار در سال اخیر به جنگل رفتیم تا هیزم جمع کنیم. روز
قبل پدر از جنگلبانی مجوز جمع آوری هیزم را گرفته بود. یکشنبه بود و من اون
روز را برای کمک مرخصی گرفته بودم. مشغول جمعآوری هیزم بودیم که چشم پسر عمو
علیرضا به بالای یکی از درختها افتاد. - بهتره برای گوسفندها کمی «واش» بگیرم. در امتداد نگاه علیرضا چشمم را به بالای اون درخت «مَمرَز» دوختم. کپهای بوته سبز رنگ بر شاخههای لخت ممرز خودنمایی میکرد. بعد
از صرف چایی علیرضا چکمههایش را درآورد و از اون درخت بالا رفت. درخت
بلندی بود. اما علیرضا چست و چابک از درخت ممرز بالا میرفت. بوتههای واش بر
روی بالاترین شاخههای ممرز جا خوش کرده بودند.
آقا مهدی هم نگاهی به درختهای اطراف انداخت و از یکی دیگه از ممرزها بالا
رفت. بالای شاخههای اون درخت هم بوتههای واش خودنمایی میکرد. کمی بعد
مهدی هم بالای درخت ممرز بود و داشت همچون علیرضا بوتههای واش را بر روی
زمین میریخت. چند
دقیقهای بیشتر طول نکشید که علیرضا و مهدی تمام واش روی دو درخت ممرز را
بر روی زمین ریختند و از درخت پایین آمدند. یک کیسه برایشان بردم. ماحصل
درختنوردی چند دقیقهای آن دو نفر یک کیسه پر از واش بود. واشی که یک غذای
مقوی برای گاوها و گوسفندان بود! 












ویدئوی اون روز را از کانال پسر یک مزرعه دار در آپارات و از لینک پایین مشاهده کنید: 
پینوشت: واش (vash) یا دارواش با نام علمی Viscum album درختچهای است نیمه انگل که در جنگلهای شمال ایران، بر روی تاج درختان مَمرَز و اُوجا و مَلَج و انجیلی و گاه بید میروید. گیاه
انگل، گیاهیست که خودش قادر به تولید غذا نیست و از غذای دیگر گیاهان
استفاده میکند. گیاه نیمه انگل، با گیاه میزبان، حالت داد و ستد دارد و
این را میتوان در گونه همیشه سبز "واش" مشاهده کرد. گونهای مانند واش،
برای درخت بیضرر است و دامداران برای علوفه دام از آن استفاده میکنند. از: فرهنگ لغات پسر یک مزرعه دار
برچسبها: واش, vash, جنگل, درخت ممرز
|